1 می روز جهانی کارگر
۱ می
با آثاری از :
حسام سلامت
روزبه گيلاسيان
نسيم روشنايي
آيدين خليلي
ائلوار قلي وند
محمد غزنويان
نيما آهي
آيدين ضيايي
برای دانلود ویژه نامه روز کارگر :
http://www.divshare.com/
سکس حیوانی
انسان تنها موجودی ست که فعالیت جنسی و تولید مثل او فصلی نیست . ذهن و بدن او در هر ساعتی از شبانه روز حامل و انبار رفتار و کنش سکسی ست . برخلاف دیگر موجودات ، ارگانهای جنسی انسان مانند تمامی ارگانهای دیگر توانایی فعالیت مستمر و به هر لحظه دارد و از نظم خاصی یا دوره ای تبعیت نمی کند .
چیزی و دلیلی که باعث این تفاوت بوده برای ما مجهول است . مطمئنن در گذشته های بسیار دور انسان توانسته فعالیت جنسی خود را از تولید مثل صرف ارتقاء داده و به مرحله لذت رسانیده باشد . این نشان می دهد که در مرحله ای از تکامل ، انسان توانسته بر جبر زاد و ولد و خطر انقراض نوع فایق آمده و آمیزش جنسی صرف این موضوع صرف نکند .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
انسان مبادله ای
انسان مبادله ای
چرخ ماشین کاپیتالیسم با موتور مبادله می چرخد . پول – کالا – پول . تمامی مناسبات ، داخل این فرمول ساده می شوند و برای مبادله میان چرخ دنده های آن تغییر شکل می یابند . همه مناسبات بالاجبار اقتصادی می شود ، هیولای اقتصاد همه شبکه را مدیریت می کند . ویروسی با چنان قابلیت نفوذ عمیق که همه روابط حفاظهای امنیتی خود را از دست می دهند .
واژه عامیانه مبادله ، بده – بستان است . از کار در کارخانه گرفته تا دیپلماسی سیاسی . رشد تمامی فرماسیونهای تاریخی با سرعت مبادله اندازه گیری می شوند . کاپیتالیسم این چرخه پول – کالا – پول را با بیشترین سرعت می تواند بچرخاند . موتور کاپیتالیسم برای بیشترین دور مبادله ایده ئالترین امکان را بدست می دهد . سیستم سرمایه با تکثیر پول ، اوراق بهادار ، گسترش و تسهیل نظامهای بانکی و گمرکی ، تشکیل مراکز بورس ، بازار و قراردادهای چند جانبه و شرکتهای چند ملیتی و در مجموع تمامی سیستم هیولایی آن در خدمت دردانه مبادله قرار می گیرد تا این جوان خون آشام سرمایه بتواند در بهترین وضعیت پرسه بزند ، خون بمکد و سرمست شود .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
فرهنگ گرسنگی
فرهنگ گرسنگی
خوردن ، فرهنگ انسانی ست ، حیوان خوردن نمیداند . آنچه حیوان روی غذا انجام میدهد بلعیدن است . بالطبع آنکه می بلعد از فرهنگ طعم و چشیدن فارغ می باشد . چشیدن زیبایی شناسی خوردن است .
چیزی که مارکس از ماشین سرمایه داری کشف کرد امتداد تاریخ گرسنگی بود . تکنولوژی سرمایه داری ذهنیتی گرسنه پرور دارد و تنها گرسنه گان شیک پوش و ماشینی را جانشین رعیت ژنده پوش فئودالی می کند .
یکی از فرهنگ گرسنه گان حریص بودن است . گرسنه بیشتر با افعالی چون دریدن ، دزدیدن ، سوتغذیه داشتن ، گران فروختن ، اسراف کردن رابطه دارد . خوردن را با کمک چنین واژگانی درک و تجربه می کند .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
وضعیت عادی
وضعیت عادی
در دنیای حاضر همه رویدادها و اخبار بعد از یک انفجار کوتاه مدت میل به یک وضعیت عادی بودن از خود نشان می دهند . اخبار از هر نوع آن با ریزی و درشتی و وخامت نهفته در وقایع نسبت به کشش ذهن و حجم و قدرت مانور رسانه ها در مدت چندی به وضعیت عادی بودن تن می دهند و انسانها هر واقعه ای را و زخمی را هر چند عمیق می بلعند و به لایه های تاریکتر ناخوداگاه جمعی خود پس می زنند. وقتی غول بیمار کاپیتالیسم هر روز با بحرانی تازه بیدار می شود ساکنان جنگل بایستی هر سپیده دم نسبت به اشتهای تازه واکنش جدید از خود نشان دهند . فلسفه زیست ساکنان بومی این است که چه کسی آسیب کمتری از این وضعیت خواهد دید و از دایره امکان استتار خود بهتر بهره مند خواهد شد . این شروع زندگی هر روز در یک وضعیت عادی است .
تولید وضعیت عادی نیازمند بحرانهایی است که فرهنگ وضعیت عادی را غنی تر و متراکمتر می کند. چنان که وضعیت عادی همان وضعیت بحرانی انبار شده ، هجو شده ،پوسیده شده و عادت شده و جزو فرهنگ مصرف توده گردیده است. در چنین حالتی هر رویدادی در سیاست ،اقتصاد، وقایع روز و ...پذیرش عام می یابند و جزو مقبولیت های زندگی قرار می گیرند.
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
شهریار را فراموش کنید
شهریار را فراموش کنید
چند ماه پیش یکی از روزنامه های کثیرالانتشار داخل صفحه ادبی خبری کوتاه درج کرده بود که حیدر بابای شهریار به زبان پرتغالی ترجمه شد و این 92 مین زبان خارجی بود که جهان به حیرت این اثر شگفت انگیز نشسته و لب به دهان گزیده . شاید این بار ملوانان پرتغالی بتوانند دماغه امیدنیک را دور بزنند و راه ادویه هندی را در این اثر پر از رموز و استعاره بجویند .
همینکه وارد یکی از انجمنهای ادبی و شعر تهران می شوی و همینکه بدانند یک هموطن ترک هستی و علاقه مند به ادبیاتی بلافاصله چشمها را می بندند و سرها را می لرزانند و بیتی از حیدربابا می خوانند و شعرت که تمام شد تابلویی با عظمت از چلیپای شکسته ( عصا ) و کلاه منگوله دار شهریار را آویخته به سر در انجمن نشانت می دهند . هان این است که ترک ها را زبان زد عام و خاص کرده و شما مقابل این ابولهل تنها امکان تعظیم دارید ولاغیر .
شاید وقتی بعضی از هموطنان و همزبانان من این سطور دردناک را بخوانند سر از منقل تریاک بلند کنند و با هوایی حبس شده در سینه تنها قادر باشند بگویند : " خائن " و من تنها فرصت بیابم این جمله را بگویم : " این وفای به عهد است " .
رفقای پایتخت ما از درون سیاه چاله فریاد می زنیم لطفن فراموش کنید ، دیگر ما را با این ابر مرد کاری نیست ما نیز دیگر با او بیگانه ایم و مثل شما زبانش را نمی فهمیم .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
سبز
سبز
1. تمامی جنبش ها و حرکت های سیاسی که توده های وسیعی را توانسته اند با خود همصدا کنند نشانه های قابل لمس و قابل یادآوری از خود بیرون می دهند و در آرشیو خود نگه می دارند . سروده ها ، رنگها ، پرچمها، آرمها، شعارها ، ژست ها ی بیشماری که در اطراف جنبش حرکت می کنند و موجودیت آنها را از جنبش های گذشته مستقل نشان می دهند . جنبش ، هویت تکین و متمایز خود را با دستاویز این نشانه ها تعمین و تایید می کند . اگر نشانه های بیرونی و نمادین جنبش ها حذف شوند ، جنبش بی شکل و ذهنی می شود .
2. جنبش ها نشانه های خود را می سازند . نشانه ها به مرور زمان تبدیل به نماد می شوند . نشانه ها سیال اند و همیشه متغیر اما چون تثبیت شوند در لباس نماد در می آیند و ماندگار می گردند . این ابتدایی ترین مرزنگاری بین نشانه و نماد است و جنبش ها مجبورند تن به این مبادله بدهند .
3. جنبش ها آفریدگاران نشانه ها هستند و در آنها می زیند و از امکانات بلقوه آن تغزیه می کنند . این فانتزی کردن جنبش نیست بلکه علامت گذاری جنبش هاست که بتوانند در توالی تاریخ مبارزات سیاسی از دیگر جنبش ها تشخیص داده شوند . مبحث این نسبت که جنبش ها داغ و نشانه می خورند تا از گله های بی شمار مبارزات تاریخی تشخیص داده شوند بلکه از تمامی داغهای پیشین نشانه زدایی می کنند تا پیوند مبارزات یکدست لایه های زیرین را باز بیافرینند . نشانه ها خود نشانه زدایی می کنند و بر چسب های تزئینی را از تن و پیشانی همدیگر پاک می کنند . این پارادوکس جادوی نشانه گانی تمامی جنبش های مردمی است .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
مسکو
مسکو
1 – موجودیت مسکو برای اروپا تضمین تعادل بوده است . در این 3 قرن اخیر روسیه مرزها و محدوده های جغرافیایی ، سیاسی و جنگ را برای اروپاییان ترسیم و اندازه کرده است . از تزاریسم قرن هجدهمی تا پوتینیسم قرن 21 . از آتش سوزی مسکو غارت شده توسط ماشین نظامی ناپلیون تا نبرد استالینگراد نشان داد مسکو قرنها برای اروپا میز مذاکره و گفت و شنود تعیین خواهد کرد .
2 – مسکو موجودیتی بی بدیل است . تکامل جدیدی ست که از ترکیب آسیای سنتی و استبداد زده و اروپای مدرن صنعتی بدنیا امده است . یک گونه منحصر به فرد که زنجیره غذایی اروپا را به هم زده و دایره امکان جدیدی را برای تعامل به دست داده است . مسکو تمرین جدیدی ست برای آزمون و خطا و زیست سیاست آینده جهان .
10 – کاپیتالیسم رشد یابنده است در حالی که سوسیالیسم را باید ساخت و در این مبارزه طبقاتی برای حذف طبقات ، نبرد با تسخیر قدرت دولتی پایان نمی گیرد . کمونیستها در داخل شوروی آنچنان که باید برنده مبارزه نبودند و با کشتارهای استالین طیف اوپورتونیسم راست در حزب به هیچ وجه نابود نشد .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
کتاب اقیانوس
کتاب و دریا
1 – هر دریانوردی می تواند مسافر اقیانوسها و جزایر مخوف باشد اما لزومن هر ملوانی سند باد نیست . کتابهای درسی و رسمی هیچ هنگامی چنین امکان جادویی بدست نمی دهند .
2 – کتابهای آکادمیک لایه های رویین اقیانوس و بندرها و ایستگاههای استخراج نفت و گمرکها را مورد مطالعه قرار می دهند . آنکه شیفته دنیای کتابها بوده چنین نقشه برداری از اقیانوس را نمی پسندد . تنها غواص ها محموله کشتی غرق شده یونانی را از میان لجنزارهای کف اقیانوس پیدا می کنند .
۳ – توریست ها شیفته دریا هستند . آنرا فانتاستیک می کنند ، دریا تبدیل به عکس های خصوصی ، کارتهای پستال می شود در حالی که بومی ساحل نشین از دریا نان طلب می کند .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
گونه – زن
گونه – زن
1 – بحث هاي مدرن و پست مدرن از زن ، فمينيسم ، حقوق سياسي ، جنسيتي ، تاريخي و حتي بيولوژيكي و فيزيولوژيكي ( مهبل شناسي ، ارگاسم شناسي ، كلوتاريسم و ... ) كتابها ، كنفرانس ها و گفتمانها را اشباع كرده است . از بي سرو ساماني جنس دوم دوبووار كه تاريخ و اساطير و نامه هاي خردسالان و همجنسگرايان را در نورديده تا لاكان كه با تفسيري فرويدي – ويتگونشتايني با انهاي وجود زن ( زن وجود ندارد ، زن نعوظ ندارد ) بحث ها و جدلهاي پيچيده تري را دامن زده اند ، همچنين ليبرال فمنيست ها ، ماركسيست فمنيست ها به طرق مختلف سعي در ادعاي شناخت هر چه بيشتر زن از خود نشان داده اند .
2 – ارجاع بحث به ديالكتيك و رياضيات كه هر تزي آنتي تز خود را به وجود مياورد و يا وحدت ضدين و تعالي ، كيفيتي جديد از تركيب مثبت در منفي ، مسئله زن با مرد را آنچنان كه بايد حل و فصل نخواهد كرد بلكه لايه شكننده اي از بحث در پوسته فلسفه پنهان مي شود كه مي توان تكامل موضوع را از آن بهتر در آنيما و آنيموس رد يابي كرد و يا همچنان در ايده عشق افلاطوني كه ليبرال فمنيست ها ، همجنس گرايان آنرا به بيراهه كشانده اند .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
سرگیجه
سرگیجه
کیفیت و توانایی مصرف با قابلیت و توانایی خرید دچار تفاوت می شود . توانایی خرید توانایی دیدن را نیز تحت الشعاع خود قرار می دهد . برای بیشتر انسانها یا همان طبقه کم درامد و بدون سرمایه خوردن کالاهای مصرفی بین لواشک و مرغ ماشینی جریان و بین صد تومن و کمتر از 2 دلار در روز نوسان می یابد . کالاهایی که ( بیشتر بنجل و فست فودها ) در ورودی مغازه ها چشمک می زنند قلابهای ظریفی هستند که این چنین پولهای ریز و پراکنده را شکار می کنند . تنوع طلبي ما دايره محدودي دارد كه بايستي قدرت مانور ما با ان همخواني داشته باشد .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
کارناوال - سوگ
کارناوال - سوگ
1 - انسان خاورميانه انساني سوگوار است . كاوش در اساطير بين النهرين نشان مي دهد نين ليل بر انليل ، ايشتر بر تموز ، گيلگمش بر انكيدو ، مويه مي كنند و رخت عزا مي پوشند و داستانهاي الواح بيشمار بابلي چون انوماليش پر است از خدايان و الهه هاي اندوهگين و سوگوار كه ما بين آسمان و زمين و جهان مردگان دچار لعنت و مرگ و مراسم عزاداري اند . عجيب است كه صاحبان اين تمدنهاي بزرگ اين چنين مردمان اندوهگيني بوده اند .
2 - اندوه كيفيتي ست انساني و براورده اي ست تاريخي . اوج اندوه سوگواري ست و سوگواري عملي دست جمعي ست . دولت ها اين اندوه را دست كاري مي كنند . به نفع دستگاه خود نظم مي بخشند و مصادره مي كنند . در چنين وضعيتي سوگواري تبديل به امر نمادين مي شود و به اسطوره هاي رسمي پناه مي برد . متوصل شدن به شهيدي ، بتي و رويدادي تاريخي كه از اينك انسان بريده شده و اندوه خود را در گذشته تحميل شده جستجو مي كند . توده هاي اندوهگين ديگر در محتواي اندوه تعمق نمي كنند بيشتر فرم و نظم و رفتار اندوه را تكرار مي كنند . اين خاصيت سوگواري هاي رسمي ست .
3 - كارناوال - سوگ ها اندوه مشترك را باز نمي تابانند . چنين كارناولهايي به شدت خشك ، فرماليستي و بي روحند . چون اندوه تنها توان آن را دارد كه از واقعه اي نزديك حاصل شده باشد و از روزمرگي تغذيه شود . دولت ها اين اندوه را به گذشته و اساطير مرده انتقال مي دهند تا گريبان خود را از از انباشت كنوني رنج تودها رها كرده باشند . دولت ها توليدگران اندوهند بي آنكه مالكيت آنرا به عهده بگيرند .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
نشانه شناسي علايم نگارشي
نشانه شناسي علايم نگارشي
1 – نقطه :
نقطه موجوديت جمله را تثبيت و همزمان يورش بي محابا و زيادي خواهي كلمات آن را مهار مي كند . نقطه ايستگاه توقف است و جمله اتوبوس كلمات پراكنده اي ست كه در كنار آن به كارخانه كتابت فرا خوانده مي شوند . نقطه كلمات را در بسته اي مشخص جمع مي كند در هم تركيب مي كند و معناي حاصل از اين اشتراك را به نمايش مي گذارد . نقطه كلمات بي خانمان را صاحب هويت ، معنا و محدود مي كند . نقطه جزيره اي است در اقيانوس بي معناي كلمات پراكنده كه كشف شده و نامگذاري مي شود .
2 – علامت سوال :
رنجورترين جمله جمله اي ست كه بر علامت سوال خاتمه يابد . با حكم علامت سوال جمله يا دچار طاعون زدگي انتزاعات فلسفي مي شود يا مورد بازجويي پليس قرار مي گيرد . علامت سوال يا در نقش كشيش ظاهر مي شود يا در نقش ژنرال حكومت نظامي . هر كلمه مظنوني ست كه يا در نقش وسوسه شيطاني جمله را تحديد كند يا چون فعال سياسي كه نظم كتابت را به آشوب و ناامني بكشاند . علامت سوال جمله را مجهول مي كند تا آينده آن را خود رقم بزند . جمله را ناقص مي كند ، به انزوا مي كشاند و ادامه آنرا ناكارامد جلوه مي دهد . علامت سوال جزام خانه است .
3 – علامت تعجب :
ميسيو ي رمانتيك كه دوشس را در ملك خصوصي خود با جملات به غايت رمانتيك هيجان زده مي كند . جذابيتهاي پنهان يك بورژوازي قرن هجدهمي . آه ، دوشيزه ناتاليا ! چه روز عجيبي ست و اين گلهاي وحشي چقدر مرا ياد جنگ واترلو مي اندازند ! افسوس ! كه رنج من از اين سرگذشت بي پايان است ! آيا عشق تو مرا از جنگ زنده به خانه بازگردانده كه اين چنين ... ناتاليا ! ناتاليا ! ناتاليا ...!
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
هیروگلیف سیاسی
هیروگلیف سیاسی
مراجعه اي ديگر بار به بطن اين انبوه خلق لازم است . اينك سرنوشت تمامي طبقات اطراف پرولتاريا چه كوچك و بزرگ و چه ناهمگون و نامتمركز و يكتا به هم گره خورده است . اشتراك سياسي بين تمام استثمار شده گان هر چند پراكنده و با خواست ها و شعارهاي ناهمگون بايستي بازخواني و هيروگليف سياسي آنها رمزگشايي شوند . همين مبارزات كوچك و محلي ست كه مي توان با كدنويسي صحيح و تشخيص اپيدمي آن تمامي اعتراضها و مبارزات خفته و جنيني را بيدار و در هسته آنها نفوذ كرد . جدي گرفتن مجموعه اي از تمامي سلسه جنبشها و مبارزات در هر شكل و امكاني از اعتراضهاي هويت طلبانه ملي ، اصلاح طلبانه ، محلي ، ديني ، نژادي و جنسيتي خواهند توانست در شبكه اي مشترك از خواستهاي سياسي ، خود و همديگر را زنده و فعال سازند . قرار بر اين نيست كه جنبشي در جنبشي ديگر مستحيل گردد بلكه لازم است نقاط ثقل انگشت نگاري شوند تا اشتراك و همدستی جنبشها آشكار شود .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
به ياد كمون تبريز
به ياد كمون تبريز
به ياد 21 آذر 1324 تشكيل جمهوري آذربايجان
1 – ريشه هاي ارتجاع ايران در اسارت تبريز است . اسارت آذربايجان ارتجاع را در تهران تقويت مي كند .
2 – ايران يك ماكت ساختگي ست پايه هاي آن بر روي هيچ فنداسيوني ريخته نشده است . شرق و غربي بيگانه كه هيچ اشتراك عميق تاريخي ندارند .
3 – پان ايرانيسم و پان تركيسمي كه داخل اين جعبه سرقتي شاخ به ديوار مي كوبند آخر سر به بالكانيزاسيون فاجعه باري ختم مي شود كه 90 سال است از يك سانتراليسم وحشتناك رنج مي برد .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
بازگشت به كلوني
بازگشت به كلوني
1 – ميليونها سال انسانها در كلوني هاي كوچك زيسته اند و هنوز هم چنين اند . اين يك كيفيت طبيعي ست و غير قابل تغيير . وطن انسان فاصله بين مكان توليد و مكان زاد و ولد و خوابگاه اوست .
2 – عشق سرزميني نمي تواند وجود داشته باشد . اين از كيفيت و قابليت انسان به دور است . شايد این سخن چيزي در محدوده توانايي هاي زبان باشد نه در رابطه اي طبيعي و انساني . تنها مي توان عاشق همنوع و هم كلوني بود .
3 – مالكيت خصوصي شكلهاي طبيعي كلوني را تغيير داد و همچنين تمدن ، آنها را به شكل اردوگاههاي كار اجباري در آورد . اما عشق انسان به كلوني هيچ وقت از ميان نرفت . شكل آن پوشيده و به ظاهر تغيير كرد اما ماهيت آن نمي تواند تن به تغيير بدهد . هر كشوري بي شمار از اين كلوني ها را محبوس خود كرده و از آن ماليات و اضافه توليد و نيروي نظامي استحصال مي كند . كمونيسم امكان بازگشت همين ماهيت به قالب خود است . كمونيسم امكان ارضاي كلونيستي ماست .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
ايستادن
ايستادن
1 – ايستادن ، قطع رابطه با حركت كردن نيست . رفتن هدفي براي رسيدن به مقصدي ست و مقصد جايي ست كه در آن ايستادن اتفاق مي افتد . رفتن مداومي كه به ايستادني نه انجامد ولگردي ست ، گم شدن و از راه به در شدن است . ايستادن پافشاري كردن است و كسي كه پافشاري نكند تغيير نمي دهد . ايستادن به خاطر حركت كردن به مقصودي ديگر و ايستادني ديگر و يافتن است . انداختن طرحي ديگر و بازيابي مسيري كه در انتهاي آن ايستادني ديگر شكل ميگيرد . جايي كه در آنجا استارتي دوباره زده مي شود و ايستگاهها استفاده از مسيرهاي تازه را ممكن مي سازند .
2 – انسان شدن در ايستادن اتفاق افتاده است . كودك با توان نشستن و ايستادن امكان بهره مندي از پاهايش را بدست مي آورد . شكارگري و مهاجرت دوره بربريت است . يكجانشيني تثبيت تمدن است . ماندن و ساختن است . به نفع خود تغيير دادن و به دست آوردن است . مهار طبيعت و نسل و توليد مثل است . شناختن خود و ديگران و به دقت نگاه كردن و كاويدن است . ايستادن بازيابي رابطه است . نوشتن است . ميهماني رفتن همان ميهمان بودن است و براي بودن در جشني بايد ايستاد و حضور داشت .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
لذت كشتن پليس
لذت كشتن پليس
آنهايي كه هنوز از اين متد كلاسيك استفاده و فكر مي كنند می توانند پليس را دور بزنند و بي آنكه با آن روبرو شوند بتوانند كانونهاي قدرت را اشغال و پليس را به عنوان غنايم جنگي به نفع خود مصادره كنند تقريبن پنجاه سال است كه راه خطا را پيموده اند .
وقتي دولت قدرت ديالوگ را از دست مي دهد و راههاي گفتگو و مصالحه را ناكارامد ميداند تمامي رنگها ، لعابها و گفتمانهاي سياسي و مدني در حفره پليس رسوب و هيكل آهنين و براق پليس بر همه گان رويت مي شود . پليس لال است و ناشنوا . هیچ لغتی از جنس گفتمان و تفاهم نمي شناسد . پليس عضو برنده و كوبنده قدرت است كه از غلاف بيرون كشيده شده و اتوریته و اقتدار صاحبانش را تضمين مي كند اما نبايد تصور كرد كه پليس شئي است . این اشتباهی ست که در گذشته بسیار تکرار شده . پليس جاندار است همچون نيش عقرب كه چون اعضاي ديگر او متوصل به سيستم عصبي ست . پليس اسلحه اي بي جان نيست كه چون از دست صاحبش بر زمين افتاد بتوان به نفع خود استفاده كرد . پليس و قدرت رابطه اي ارگانيك اند ، هر دو همديگرند و بي همديگر بي معنايند .
و اين شايد تكرار سخني از كانت باشد كه : " عشق بدون بي رحمي ، ضعيف است و بي رحمي بدون عشق ، كور . هيجاني كم دوام كه برندگي ندارد . " اين همسايگي نفرت است كه عشق را قدرتمند نگه ميدارد . اين درنده خويي ماست كه مي تواند انسانيت ما را شكوفا نگاه دارد . اين لذت كشتن پليس است كه مي تواند آزادي را براي ما به ارمغان آورد .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
برج میلاد را اشغال کنید
برج میلاد را اشغال کنید
1 – مهمترين چيزي كه مي توان در باره اشغال گران وال استريت و بورس لندن گفت اين است كه آنها مي خواهند خود از دايره اشغال شده گي بيرون آيند . در حقيقت ما ضد اشغال هستيم . ما ديگر نمي خواهيم اشغال شويم . ما اشغال شده گان ديگر به آن آگاهي تاريخي رسيده ايم و مي دانيم غده اي كه اشغال گر ترشح مي كند كجاست . مي خواهيم اين غده غير طبيعي به جاي اينكه بر ما فرمان براند او را به تيغ جراحي بسپاريم .
6 – برج ميلاد با شعار " ديگر آسمان نزديك است " افتتاح شد . اگر در گذشته و اوايل تشكيل رژيم اسلامي قدرت ايران قدرتي آسماني بود و خرمشهر را خدا آزاد كرد نه نظاميان ، ديگر اكنون آسمان ناشناخته و جادويي قدرت خود را از دست داده و از طرف زمينيان اشغال شده بود . خداوند نزديك زمين شده بود . چنان نزديك كه عباي مخملين آن بر نوك برج ميلاد كشيده مي شد . ديگر صداي غراي خداوند را نه در بين مفاتيح الجنان و الميزان و تارهاي سوره عنكبوت بلكه در بين جيرينگ جيرينگ سكه ها و اوراق بهادار مي توان رد يابي كرد . خداوند يا همان حاجي بازاري تهراني كه به يك اعتراض و اعتصاب مي تواند اقتصاد ايران را در گاوصندوق خود زنداني كند .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
رفسنجاني مردي از هزار و يك شب
رفسنجاني مردي از هزار و يك شب
6 – ناصرالدين شاه مسافري جادويي در جعبه ها و سوغات فرنگي تا رفسنجاني مرد پروژه هاي دوران سازندگي فاصله اي است از اين شيفتگي به مدرنيته . رفسنجاني همان فاوست گوته است كه به خاطر طرحهاي بزرگ و محيرالعقول روح خود را به شيطان مي فروشد .
7 – رفسنجاني مرئي ترين روحاني انقلاب است . نه داستان است و نه روايتي چند پهلو . نه سمبل است و نه كاريزما و نه مرد نطقهاي متافيزيكي . رفسنجاني نمونه كامل يك تكنوكرات است .
8 – سه سال آخر دهه 50 از آن خميني بود . تمام سالهاي دهه 60 از آن رفسنجاني ست . او قابله و ماماي انقلاب است . فصلي بزرگ كه به تنهايي آنرا رقم زده و به دلخواه روايت كرده است . خاتمي و دار و دسته اش تلاش داشتند از هزارتوي داستانهاي هزارو يكشب بيرون آمده باشند اما آشكار شد كه خود داستاني ديگر از اين مجموعه بوده اند . تمامي داستانهاي جهان به دو گونه روايت مي شوند يا ايلياد و اديسه اي هستند يا هزار و يك شبي .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
زندگي در ترس
زندگي در ترس
1 – ديگر چيزي براي ترسيدن وجود ندارد وقتي زندگي كابوسي ست كه تنها مي توان داخل آن با وحشتش كلنجار رفت و با او همخوابه و همنفس شد . وقتي ترس سايه روزمره توست كه با دميدن خورشيد كنارت قد مي كشد و تا غروب كش ميرود ، اندازه واقعي تو را به هم ميزند و به جاي آژير خطر حمله هوايي ، بر روي قوطي هاي نوشيدني تاريخ مصرف ميخورد و مسموميت به جاي گاز خردل ، هواي تهران را چنان اشباء مي كند كه جنگهاي ميهني خاطره كارتونهاي تلويزيوني دوران كودكي را از مدرسه فراري ميدهند . كودكم از مردان ناشناس ابا كن . از پدر اطاعت . از معلم بترس از خدا بترس از شيطان بترس و ترس را آنقدر نشخوار كن و نماز گذار كه جهان بي ترس را از معده بيرون بريزي . ديگر چيزي براي ترسيدن وجود ندارد وقتي ترس ماهيت زندگي ست . ميترسيم و ايمن ميشويم . ترسي كه تا سوراخ سمبه هاي بدنمان تكثير يافته از فاصله بمب اتم تا كاندوم كه ما را از ويروسهاي انساني و طبيعي محافظت مي كنند . ميترسيم و پسوردهاي ده رقمي و شارژهاي شانزده رقمي خود را مقابل تبه كاران مجازي و سارقان بانك افزايش ميدهيم و شبانه صداي دزدگير ماشين همسايه هر كسي را در مقام سارق جا ميدهد . پولي كه پول ميزايد و ترسي كه ترس را انباشت مي كند تا پليس محافظ ثروت عمومي نام بگيرد . پليسي كه محافظ هاله ترس است تا اين بادكنك كذايي نتركد و كسي در قلابي بودن اين الهه مقدس انديشه نكند .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
ماركسيسم ارتودوكس
ماركسيسم از سوراخ ماركسيسم ارتودوكس
دترمنيست – پوزيتيويست – اكونوميست – كارل كائوتسكي پدر تجديد نظرطلبي ( ريويزيونيسم ) در ماركسيسم – سردمدار ماركسيسم ارتودوكس – ميانه رو – سياست اصلاح انقلاب تدريجي – مخالف بلشويسم – زير تاثير تئوري تكامل داروين و آنتي دورينگ انگلس – وظيفه ، سازمان دادن انقلاب نيست بلكه بهره برداري از آن است – مخالف نظریه لنین در باب ايجاد حزب انقلابيون حرفه اي كوچك – سرمايه داري از طريق تضادهاي دروني اش به سوسياليسم مي رسد نه از راه انقلاب – آگاهي بستگي به تكامل نيروهاي توليد دارد – مبارزه دراز مدت است – ايجاد انقلاب خارج از توانايي هاي ماست – انقلاب و بلوغ تاريخي و اقتصادي قدرت از طريق انتخابات – روسيه فاقد توسعه اقتصادي كه شرط لازم انقلاب است – سازمان مخفي دموكراتيك نيست و منجر به ديكتاتوري فردي مي شود – مخالف انتقال قدرت به شوراها – تقويت دموكراسي بدست ديكتاتوري پرولتاريا – پارلمان با اكثريت سوسياليست ها – ديكتاتوري پرولتاريا وضعيتي اجتماعي ست نه نوعي از حكومت ...
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
صدام
طرح چند مسئله در باره
صدام
1 - آيا ما به گونه اي عاشق صدام نبوديم ؟ آيا او در مقام يك ديگري بزرگ و با شري اساطيري نمي توانست انتقام ما را از پدر ظالم و سركوبگر بستاند ؟ مي توانستيم پدر خود را ببينيم كه از همسايه مقتدرتر از خود سيلي ميخورد و ترس را به چهره بيرحمش اضافه مي كند و اصالت و اقتدارش را به سخره ميگيرد . در چنين تجربه هايي ست كه اتحاد برادران شكل ميگيريد و پدر كشته مي شود .
2 – آخرين فيلمي كه در باره هيتلر ديديم او را مردي نظامي يافتيم كه تا آخرين لحظات جنگ مشغول پياده كردن شم و ايده هاي نظامي ست براي شكستن محاصره برلين . به نظر من اين فيلم اسطوره زدايي شده توانسته بود از ميان انبوه نمادهاي تاريك و اهريمني يك سرباز نظامي را به نمايش گذاشته باشد . اين سيستم است كه هيولايي ست نه شخص درون آن كه در آخر مي توان انگشت در پيشاني او گذاشت و به نام و سابقه اش صدايش كرد آقاي آدولف !
3 – كشتن بي حصر و حد آنيماي درون مردان نشان از سلطه مردسالاري ست كه نمي خواهند با زن درون خود اندك مراوده اي داشته باشند . بيشتر مرداني تك چهره و آهني ، درهم شكسته با جملاتي محكم و سنگين كه مي خواهند فرياد بزند : ببينيد من چقدر قهارم و از ملاحت و لبخند زنانه بيزار ! از قوه هاي زنانه فرار مي كنند و در فراسوي اين انكار و سركوب به يك مرد منجمد ديگري از جنس خود مي رسند و آنرا به عنوان معشوقه ، نايب السلطنه و يا فرد دوم حزب از خود به يادگار مي گذارند . چنين دوقولوهاي سياسي در خاورميانه و جهان كم نيستند ...
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
یک عكس هوايي از تاريخ
یک عكس هوايي از تاريخ
چيزي كه اولين نگاه گذرا به روستايي يا شهري را آن طور يكه و تكرار ناپذير مي كند ، ارتباط دقيق بين نماي جلو آن و دوري فاصله است . " عادت " هنوز دست به كار نشده است .
والتر بنيامين
با اينكه اجزاي داخلي سيستم و نوع مناسبات و ارتباط شبكه هاي آنرا تنها با كاوش و زندگي در درون ارگانيسم خود سيستم مي توان درك كرد و بايد جزوي از ارگانيزم داخلي و در رابطه با كل موجوديت سيستم و در راستاي تكامل آن و تغييرات كيفي شكل و ماهيت و همچنين با مقيد به تاريخچه همن ساختار ، موقعيت و چارچوب آن را مشخص كرد و اين كاري ميكروسكوب واريست كه فضاي خالي بين اجزاء اتمي را رصد خواهد كرد . ما اينك در عصر رصد زندگي ميكنيم . اينك هم از بيرون و هم از داخل مي توانيم خود را رصد كنيم . اينك انسان توانسته است بعد از تمامي نظريه هايي كه از فلاسفه يونان گرفته تا جغرافي دانان و منجمان سده هاي بعد از رنسانس و عصر روشنگري در باب مكان و موقعيت انسان و جهان ، خود را به وضوح از دوردستها رصد كند . سفينه هاي آسمان كاو معلق در مدارهاي مدور ، ما را قادر مي كنند حضور خود را از فاصله اي خداگونه نظاره گر باشيم . گوي سبز جادوگران تكفير شده اينك به دستان ما افتاده تا حقانيت آنها را بر تارك كليسا داغ لعنت بزنيم و چون عرفان شرقي دوباره گرفتار غمي كيهاني باشيم . گویا ما را بين رويدادها و وقايع و نامها و سلسله هاي قلابي بيشماري سرگردان كرده اند . تاريخ ما تاريخ بزرگي نبوده است اگر چه دشواريهاي بسياري بوده كه انسان توانسته خود را با آنها وفق داده يا بر آنها فايق آمده باشد اما تاريخ ما كوچك بوده و در همين حال رنج هاي ما عميق و نامتناهي .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
وضعيت صفر
وضعيت صفر
1 – صفر يك نقاب است . يك جعل هويت كه خود را بين اعداد جا ميزند . او همه چيز مي شود اما خود چيزي ندارد . بي معني كه به تمامي معني مي شود و در زبان تكثير مي يابد . توخالي ست ، بدون اعضاء است اما در مركز ثقل مجموعه مي گردد و آنرا به تبعيت واميدارد .
2 – ارسطو بين اكونوميك و خرماتستيك فرق قايل مي شود . نيازهاي اكونوميكي انسان غايت پذير و محدود است اما شيوه خرماتستيك نامحدود و ميل به افزايش مداوم دارد . انتقال صفر از فلسفه اعداد به مناسبات پولي شيوع اپيدمي انتزاع در روابط انساني ست . وضعيتي كه صفر خود را گسترده تر و نامحدود ميكند و تمامي شمارگان را در خود تحليل مي برد . صفر براي زندگي از ناصفر تغذيه و درون هسته آنها تخم ريزي ميكند .
3 – صفر نوشتاري در شمارگان عربي نقطه ايست توپر و تاريك و در نوشتار لاتين خطي ست دوراني كه خلعي را درون خود محبوس كرده است . چون اين خلع تاريك در برابر اعداد قرار گيرد به انتزاع بي شمار تبديل مي شود . متافيزيك اعداد شروع و تا توانهاي بيشمار در سالهاي نجومي امتداد مي يابد . چيزي كه در زبان رمزگان اعداد مقبول است .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
نشانه شناسي تبريز
نشانه شناسي تبريز
1 – مسئله تبريز تكين است . عضو مجموعه است اما در آن ادغام نمي شود و اين يك وضعيت استثنائي ست . يا به قول آلن بديو يك عنصر مي تواند بخشي از يك مجموعه باشد بي آنكه يكي از اعضاي آن باشد .
2 – براي تبريز امر عيني يك امر مشخص است . براي همين است كه ادبيات تبريز ادبياتي عين گرا رئاليستي و ناتوراليستي و بر حسب آن اوبژكتيو است . شرق ايران با ادبيات و انديشه هاي اتوپيستي ادبياتي بسيار منسجم و قدرتمندي دارد . در برابر انديشه هاي عمل گرا كه شفاهي ست ، باورهاي اتوپيستي بيشتر نوشتاري و سوبژكتيو است . مثنوي معنوي ، بوستان سعدي جزوي از همين ايكاري هاي خيالي ست كه با كشتي هاي كاغذي كشف شده اند .
3 – تبريز بعد از مشروطه و بالاخص بعد از فرقه دموكرات يك روان رنجور است . بيماري تبريز بيشتر ذهني ست اما بيماري تهران بيشتر گوارشي .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
راههاي شورش
راههاي شورش
در هر كجا و هر شرايطي بايد كاري كرد . متد صبر براي وقوع شرايط انقلابي چيزي جز انفعال و بي خاصيتي نخواهد بود . چون نمي توان هيچ زماني را بدون شرايط انقلابي متصور شد . اين توجيه بي عرضگي ست كه شخص را وا مي دارد تا انفجار را در معدن زغال سنگ بجويد حال آنكه آتش سوزي كار كبريت بوده است و تمامي انبارهاي سوخت محتاج آتش زنه خوردي هستند كه يا كار خلال دندان را مي كند و يا مخازن قابل انفجار را به هوا مي فرستد . كنار بكشيد ما شورش مي كنيم تا انقلاب را از باتلاقهاي حزبي و سازماني و فرمولهاي سوخته سياسي نجات دهيم . انقلاب چيزي يا شرايطي نيست كه تمام شده يا خاموش شده باشد زندگي در بطن خود انقلاب است و تنها بايد آنرا شعله ورتر ساخت . بايد گدازه هاي آنرا دورتر پرتاب كرد تا ديگ ولرم انقلاب بجوشد و درب رقصان آنرا ميان بخار و دود به سقف قير اندود بكوبد . شورشي حرارت انقلاب را تا درجه انفجار بالا مي برد و انقلاب را در انقلاب مي تركاند . شورشي هيزم آتش را بيشتر مي كند در مصرف آن قناعت نمي كند ، فكر آينده ، فكر زمستان نمي كند . شورشي تنها به فكر نجات انقلاب است .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
رسم جادوگري و خبري از آينده
رسم جادوگری و خبری از آینده
براي پيشينيان پيشگويي آينده لزومن گرفتن خبر از آينده نبود . چون پيشينيان آينده را چيزي و شرايطي جدا افتاده و تكين از اينك و گذشته نمي دانستند . آنها گذشته را بيشتر عصر خدايان و پهلوانان قدرتمندي مي دانستند كه در جنگي بزرگ بر پلشتي هاي جهان و آفرينش فايق مي آمدند و عصر طلايي را نظم بخشيده بودند . اينك تاريخ ساختماني مقدس ( ديوارهاي اوروك ) بود كه بدست خدايان ساخته و يادگاري ست از مبارزه خام و خشن بين قدرتهاي باستاني و ازلي : بين كرانوس و زئوس . تيامات و مردوك ، يهوه و سايتان ، تاريكي و روشنايي . پيشگويي آينده براي پيشينيان بيشتر در حوزه خشكسالي يا فراواني محصول ، طغيان رودها يا حمله اقوام سرزمينهاي همجوار ، شيوع بيماري ها بود . خبر داشتن از آينده نيازي نامفهوم مي نمود چون در پيش بيني عمل انسان از پيش تعيين و مقدر و مشخص است و انسان بي اراده در مدار تقديرش مي گردد . حال اينكه در پيش گويي ، آينده از حال رقم مي خورد و گذشته در حلقه اينك با آينده مماس مي شود . فرق بين گفتن و ديدن در آن است كه در گفتن تعبير و تاويل نهفته است و در هنگام نياز ، بالقوه خود را عيان مي كند و انشقاق هاي گوناگوني مي تواند در موضوع بخصوصي پديد آورد . به حسابي داخل گفتمان مي شود اما ديدن قاطع و بي تاويل است . حيرت و مشاهده است .
ادامه داخل صفحه ...
یازینین آردی
زن در خیابان
چند اتود پراکنده از
زن در خیابان
1 – هندسه زن : زن منحنی ست . انحنای او چون جاده ابریشم و گنبد تاج محل و پیچ رودخانه ها و مار وسوسه کنار سیب حلقه می زند . انحنای زن در برابر تیزی تمدن مرد قرار دارد . جهان با خطوط راستش شکننده و قاطع اند اما تمامی حلقه های جهان انعطاف و نسبیت اند . اتوبانهای طولانی و خسته کننده و یک نواخت آخر سر به میدان ها می رسند . فضای نامتناهی در یک انحنای بزرگ ادامه می یابد . زن یک پیچ ناگهانی ست تا راه بی سرانجام را دور بزند . مرد یک برج اداری – تجاری ست ، زن فواره های میدان شهرداری . مرد موشک است ، زن بالنی در حال پرواز بر دامنه های آلپ . انحنا کشنده نیست . مرگ با حادثه ای مستقیم و راست رابطه ای نزدیک دارد . در برابر کشتن و شمشیر و سرنیزه و آلت مردانه ، اندر کومه و اجاق و حفره زنانه زایش و باروری و امنیت است .
2 – ویترین : سرمایه داری می خواهد با چلچراغ و برق جواهرات و کالاهای چشمک زن فریبنده به نظر برسد تا خیابان برای زن تداعی گر بازار و معامله و مصرف باشد . جادوگر پشت ویترین با سنگ ها و فلزهای قیمتی و پارچه های ابریشمی دلربایی می کند و زن بین قدرت خرید و قیمت کالا گرفتار می ماند . زن کافی ست پشت به ویترین کند و دوباره متوجه خیابان باشد آنوقت انقلاب شروع خواهد شد .
ادامه داخل صفحه ....
یازینین آردی
رفاقت به مثابه توطئه
رفاقت به مثابه توطئه
در چنين روابط به شدت آلوده شده در مناسبات پولي ، اخلاق طبقاتي ، تقسيم كار ، درجات اجتماعي / شغلي چه كسي در برابر كلمه رفيق مي تواند دشواري ها و وظايف آنرا تاب آورده و رعايت كرده باشد ؟ اصولن مسئوليت در برابر چنين امري ديگر ناشناخته و جزو ادبيات اپيك – كلاسيك دوران فئوداليته به نظر مي رسد . رفيق در ادبيات كلاسيك نشاني حماسي دارد كه زير مجموعه آن داراي خصوصياتي چون عياري و جوانمردي هستند . كارهاي محيرالعقول و گذشتها و جانفشاني هاي بزرگوارانه و ناگهاني دارند . دوستان ادبيات كلاسيك انسانهاي روزمره نيستند و روزمره زده نشده اند . آنها انسانهايي در موقعيت هاي استثنايي اند كه چون به تيزي و هولناكي رعد لحظه اي مي شكفند و مي درخشند و در عمق نعره هاشان خاموش مي شوند و رنجي عميق بر خاطر انسان مي گذارند . بالعكس انسان ادبيات مدرن دوستي رهگذر ، بي ريشه و بي خاطره ، بدون سرگذشت ، ناشناس و بي چهره است . هيچ وقت فرصت درخشيدن ندارد و هميشه در آغوش بي مسئوليتي و كاهلي مي غلطد . افول چنين مناسبات دوستانه را در فيلم ها و رمانها به شكل خائنين خانوادگي ، انحرافات جنسي همسر ، كلاهبرداري هاي شراكتي و نمونه هاي منفي بسياري ديگر به نمايش مي گذارند و گوشزد مي شود . دوست و رفاقت در نهايت به خيانت و شرارت و رقابت تنزل مي يابد . اين پيش بيني و تعريف از رابطه هاي انساني در فرهنگ بورژوازي ست . و در نهايت هابز كه : " انسان گرگ انسان است . "
ادامه مطلب داخل صفحه ....
یازینین آردی


